دکتر حبیبزاده گفت: تفکر نقّاد به معنای روشهایی است که با استفاده از آنها فرد درستی یک استدلال را ارزیابی میکند.
به گزارش
روابط عمومی بهداشت و درمان صنعت نفت فارس و هرمزگان، به باور رئیس واحد آموزش و
پژوهش بهداشت و درمان صنعت نفت فارس و هرمزگان، فشار اجتماعی در شکلگیری باورها و
اعتقادات مردم نقش مهمی دارد. بسیاری از این باورها مبنای درستی ندارند. بسیاری از
ما معتقدیم اگر فردی مغز، فکر و هوش داشته باشد میتواند مسایل را به درستی درک
کرده، تجزیه و تحلیل کند و در نهایت اغلب آنها را حل کند. در حالی که چنین باوری
نیز صحیح نیست! این فرض که اگر فردی ابزاری داشته باشد (مغز، فکر، ...) به معنای
آن است که روش استفاده درست از آن ابزار را هم میداند، یک باور اشتباه است. درست
مانند آن است که ادعا کنیم اگر فردی دست و پا و چشم سالم داشته باشد میتواند
رانندگی کند. خیر، داشتن ابزار شرط لازم است، اما شرط کافی نیست. به عبارت دیگر،
در حالی که وجود آنها لازم است، برای استفاده درست از این ابزارها نیاز داریم تا
روش استفاده درست از این ابزارها را یاد بگیریم. مجموعهی این روشها به نام
"تفکر نقّاد" شناخته میشود که یک مهارت است یعنی امری که برای یادگیری آن
به تمرین و ممارست نیاز است.
وی ادامه داد:
آیا حاضرید در ماشینی سوار شوید که رانندهی آن اصول رانندگی را نمیداند؟ آیا
حاضرید با شخصی که تفکر نقّاد را نمیداند همراه شوید؟ اگر اصول تفکر نقّاد را
ندانیم، تصمیمات اشتباه میگیریم و تصمیمات اشتباه ممکن است ما یا سازمان ما را به
ورطه نابودی سوق دهد.
دکتر حبیبزاده
افزود: از اقدامات لازم در تفکر نقّاد تشخیص ادعاییست که میخواهیم درستی آن را
ارزیابی کنیم. گاه این ادعاها با استفاده از کلمات و عباراتی که بار معنایی دارند
همراه هستند. این عبارات بلاغی گاه بر منطق شنونده اثرگذار بوده و نحوهی ارزیابی او
را مخدوش میکند. قدم بعدی شناخت مغالطات است. پس از آن باید مقدمات و نتیجهی
استدلال را تشخیص داد. تنها بعد از این مراحل است که امکان ارزیابی درست یک
استدلال ممکن است.
وی افزود: تفکر
نقّاد بخصوص در ارزیابی مطالب و ادعاهای علمی کاربرد دارد، مطالبی که بیشتر تحت
عناوین "داوری همتا" و "پزشکی مبتنی بر شواهد" مطرح میشوند.
با این وجود، کاربرد تفکر نقّاد محدود به علم نشده و در سرتاسر امور عقلانی قابل
اعمال است. هر جا که استدلالی باشد، تفکر نقّاد نیز باید باشد.
دکتر حبیبزاده
گفت: تفکر نقّاد مهارت درست استدلال کردن، خلاقانه اندیشیدن، برقراری ارتباط بهتر و
مؤثرتر با دیگران و در نهایت تصمیمسازی بهتر را در انسانها تقویت کرده و چنین مهارتهایی
تشخیص سره از ناسره را در مواجهه با انبوه اطلاعات آسانتر میکند.
او در پایان اضافه
کرد: مطالعات زیادی که بر روی این حوزه انجام شده حاکی از این است که تفکر نقّاد
متأسفانه در مدارس و دانشگاههای ما آموزش داده نمیشود. اما دیر یا زود به لزوم
آن پی خواهیم برد. بعد از این که تفکر نقّاد را یاد گرفتیم، به طور طبیعی سعی در
نقد افکار و آرای دیگران خواهیم کرد. پس از آن که در استفاده از این مهارت چیرهتر
شدیم، نوبت به نقد آرا و نظرات خودمان میرسد. آنگاه همانطور که هر صبح آراستگی
ظاهر خود را در آئینه بررسی میکنیم و در صورت وجود نقص در ظاهرمان، در پی اصلاح
آن بر میآییم، تفکرات خود را نیز هر روز نقد میکنیم و در صورت وجود هر گونه
انحراف یا مغلطه در آن, در پی تصحیح آن بر میآییم.

